اتاق شیشه ای
اینجا یه اتاق معمولی نیست.یه اتاق شیشه ایه که.....!!!
من امروز فلوکستین خوردم یعنی بروبچ بهم خوروندن.خیلی زود اثر کرده و میگن دوام اثرشم بالاست. آخه ما چند تا داروسازخیلی باحالیم! از فلوکستینمون بخورین.خرجش یه نظره.فراموش نشه. سلام از صبح زود خواب و بیدار بلند میشی میای دانشکده و بصورت کاملا شرطی روپوش پوشیده و دستگاه رو استارت می کنی وبسم الله میگی و میری.... تا بوق سگ! گاهی هم آژیر گرگ!!! این برنامه ی هر روزمه. میمونه یه پنجشنبه و جمعه که اونم اول زندگیه و... یا مهمون داریم یا میریم مهمونی. خوش میگذره اگه فکر و خیال این پایان نامه بگذاره. حالا یه سوال دارم؟ تو این گیر و دار چه وقتی میونه واسه پیاده کردن این همه سوژه و ایده ای که ریز و درشت هر روز واسم اتفاق میوفته. آدم تنبلی نیستم.نمی خوام غرو لند کنم. شاید یه کم وسواسی ام تو نوشتن! دوست دارم بهترین رو بنویسم و واسه همینه که سخت میگیرم. دوست دارم یه ساعتی با خیال راحت یه گوشه دنج بشیم و تایپ کنم. اما کو خیال راحت؟ کو گوشه ی دنج و کو...؟؟؟ اما امروز.... امروز کلی بد بیاری داشتم که بگذریم میمونه هوای فوق العاده و بارون قشنگیه که داره ریز ریز میاد. بارونی که حتی دیدن برف اونم اولین بار تو عمرم چیری از قشنگی و ابهتش کم نکرده. یه جورایی مثل همیشه شده نیروی محرک من واسه جلو رفتن. می خوام بنویسم. یه شروع دوباره. بروبچ هم که این روزا یه وبلاگ گروهی راه انداختن(در موردش به وقتش مفصل می نویسم) و خلاصه همه چیز محیاست واسه یه شروع نو. بیخیال این روزا و دلهره رسیدن به جواب. بیخیال مشکلات ریز و درشت پایان نامه. بیخیال همه چیز. خدا روشکرمیکنم و این روزها بیشتر از همیشه. خدا رو صد هزار بار شکر که گرمای وجود کسی رو در کنارم دارم که عاشقانه دوستش دارم. وجود اونه که به من آرامش میده و امید به حرکت. اگر نبود شاید اون کورسوی امید رو هیچ وقت نمی دیدم. به خاطر همه چیز ازش ممنونم. خدا رو شکر میکنم به خاطر دوستان گلم. عزیزایی که یه لحظه بودن با اونه هر چی غصه و غمه از یادم میبره...دوستشون دارم و خدا رو شکر میکنم واسه همه ی روزای قشنگ آینده. ...هزارباده ناخورده در رگ تاک است... منتظرم باشین. فعلا"
| Design By : Night Skin |






