تبليغاتX
اتاق شیشه ای


اتاق شیشه ای

اینجا یه اتاق معمولی نیست.یه اتاق شیشه ایه که.....!!!

دو دستم خالی از لطفی برای مهر جستن بود

زبانم قاصر از عشق تو گفتن بود

نه در چشمم امیدی از برای خوب زیستن بود

مرا مهر تو در دل بود

مرا نام تو بر لب بود

چه کردی با من شیدا...شدم مغموم... شدم رسوا

تو راه خویش خواهی رفت

سرت خوش باد... تنت جاوید

من اما راه نتوانم گزید این پس

چراغ راه لرزان است

بخوان آرام این شب قصه ای خاموش...

بخوان آرام... بخواب آرام....بخوان آرام.........بخواب آرام

نوشته شده در چهارشنبه 24 آبان1385ساعت 11:35 AM توسط سارا.ک.ب| |

سلام

من اومدم.با یه دنیا تجربه.جای همه شما خالی....خیلی خوش گذشت.از اون گذشته ایده هایی که بود که اونجا گرفتم و کارهایی که در نظر دارم تا تمام شدن دوره ام انجام بدم...

خدایا چقدر از دنیا عقبم و چقدر کار دارم....تو یادداشتهای بعدی به تفکیک واستون توضیح میدم.کلی هم عکس گرفتیم که...

فقط اینو بگم که خاطراتم از ساری خلاصه میشه به نیم ساعت گردش در شهر (روحیه ی پژوهشی رو حال میکنید؟!)...خیابون منتهی به دور ساعتی!!! راستی اگه خواستین ساری تاکسی بگیریرید یادتون باشه که اونجا باید تو صف وایسین.صفی که برخی اوقات تهش به مقصد میرسه!فعلا 

نوشته شده در چهارشنبه 17 آبان1385ساعت 12:5 PM توسط سارا.ک.ب| |

سلام

آه باران...باران

شیشه ی پنجره را باران شست....

بالاخره امروز اولین باران سال ۸۵ آمد۱.۲.۳....تمام.همین به قدر خیس شدن خیابانها،سنگفرشها و شیشه ی اتومبیلها.همین هم کافیه که آدمی مثل من رو دیوانه کنه.عاشق بارونم یا بهتر بگم بارون که میاد دیوونه میشم.می خوام برم زیر بارون و دستام رو باز کنم تا قطره قطره اش رو با تمام وجود لمس کنم.می خوام سیرابم کنه و شاداب.یه حسی بهم میده که برام قابل توصیف نیست.من نمی دونم چرا یه عده آدم همین چند قطره رو هم از خودشون دریغ میکنن.صبح دیدم اونایی که زیر چترهاشون پنهون شده بودن!!!

 

فردا عازم ساری هستیم.سمینار داروسازی.اونجا هم مطمئنا" هوا بارونیه.اما میدونم که هیچ جای دنیا بارونای اهواز رو نداره.به وقتش می نویسم.هم از سمینار وهم از بارونای دوش مانند اهواز.خدارو شکر که قبل از رفتنم اولین بارون امسال رو هم دیدم... .منتظرم باشین بر میگردم .یک هفته !

نوشته شده در یکشنبه 7 آبان1385ساعت 11:20 AM توسط سارا.ک.ب| |

سلام

از جمله چیزایی که ایرانی جماعت همیشه از طولانی شدنش لذت می بره تعطیلاته.البته اگه رسمی و سراسری باشه و از یک هفته قبل هم خبر داده باشن که دیگه نور علی نور میشه.اینو داشته باشین...

همه ما کم و بیش می دونیم که صدی هشتاد کارامون(شون!)بی برنامه است.اهمیت موضوع هم تغییر هر چند کوچیک در اصل موضوع نداره.حالا ما همه جور بی برنامگی دیده بودیم به جز این آخری که اینم مشاهده شد و باید در مجموعه عجایب مملکت قید بشه.بی برنامگی در تعطیلات.

در مورد  اصل مطلب هیچ حرفی نمی توان زد.به هر حال تعطیلات مزه ای داره که هیچ بنی بشری را بد نمی یاد اما مهم مسائلی است که در پس این اقدام مطرح شده و میشه.من هم امیدوارم که این زمزمه ها به حقیقت نپیونده...

***پ.ن:

اگر تعطیلات عید فطر جایگزین نوروز شود/محمدعلی ابطحی

از گوشه و کنار اطلاع می رسد که تعطیلی بی مقدمه ی چهار روزه برای عید فطر، مقدمه ای است برای کم کردن تعطیلات نوروز. در بعضی سایت های نزدیک به دولت، از این حرکت به عنوان نماد اسلامگرایی و مبارزه با خرافات یاد شده است. اگر چنین باشد، تقابل سنت های ملی و مذهبی از بدترین و خطرناک ترین کارهای ممکن است که هم سنت های دینی و هم سنت های مذهبی را نابود می کند. اهمیت و عظمت تاریخی ایران و ایرانیان این بوده که آغوش خود را بر روی اسلام باز کرد و آسیا – که امروز بیشترین جمعیت مسلمان در آنجاست – را هم مسلمان کرد ولی دست از سنت های ملی خود برنداشت. زبان فارسی را به عربی تبدیل نکرد و به ایرانی بودن خود افتخار کرد. سمبل ماندگار ایرانی بودن هم در نوروز است. مبارزه با سنت های ملی مثل مبارزه با سنت های مذهبی است. همچنان که هیچ کس نمی تواند در ایران در مبارزه با دین موفق شود، کسی هم نتوانسته در مبارزه با ایرانیت و سمبل های آن توفیق یابد. نگرانی از این است که با شعارهای مذهبی به جنگ سنت های ملی بروند و در نتیجه ایران را به سمت بی هویتی دینی و تاریخی بکشانند.

نوشته شده در شنبه 6 آبان1385ساعت 11:32 AM توسط سارا.ک.ب| |


Design By : Night Skin